اخبار ستادی / ستادی
دوشنبه   ۲۶ شهريور ۱۳۹۷ / ۲۰:۲۳
دسته بندی: اخبار ستادی / ستادی
کد خبر: ۸۹۴
تعداد بازدید: ۷۷۷

مصدر و پایه مدیریت عاشورایی محبت است.

 به گزارش روابط عمومی سازمان اقتصادی کوثر، نشست شورای معاونین و مدیران سازمان اقتصادی کوثر امروز 26 شهریور ماه 1397 در محل سالن جلسات ستاد سازمان برگزار شد. در این نشست حضرت حجت‌ الاسلام والمسلمین دکتر سیدمصطفی حسینی نیشابوری، استاد حوزه و دانشگاه ضمن اشاره به مؤلفه های مدیریت الهی و اسلامی، به تببین شاخصه ها و ابعاد مدیریت عاشورایی پرداخت.

 متن کامل سخنان ایشان بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

 مدیریت به مدیریت دینی و سکولار تقسیم می شود، مدیریت دینی خود شعباتی دارد، که عبارتند از: مدیریت اسلامی، شیعی، علوی، فاطمی و عاشورایی. تمرکز ما به مدیریتی است که تمام قوانین آن از اسلامِ اهل بیتی نشأت می گیرد. این تعبیر دقیقی است، برای اینکه اسلام می تواند تفاسیر دیگری هم داشته باشد که بر اساس قرآن کریم: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکرِ إِنْ کنْتُمْ لا تَعْلَمُون به این معنی است که ما از اهل ذکر مطالب دینی خود را می گیریم که منظور همان قرآن و اهل بیت(علیهم سلام) هستند. بنابراین تفسیری که اهل بیت(علیهم سلام) از مدیریت در تئوری و اجرا ارائه داده اند بر همین اساس است.

مدیریت عاشورایی یک پایه و اساسی دارد که اصطلاح قرآنی آن محبت است. مدل مدیریتی که در آن سود و زیان مطرح می شود و دیگر مطالب به فرعیات می روند. مدل مدیریتی مد نظر ما افراد را تشویق می کند، به آنها انگیزه بدست آوردن سود و منفعت می دهد، این چیز بدی نیست چون در آیات هم آمده است که در ازای کار خوب وعده بهشت داده شده است. مدیریت حُب محور و محبت آور از این آیه " وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً " گرفته شده است و به ظاهر با این مدل سود آوری تضادی دارد امّا این چنین نیست حتی با آن مدلی که ترس بر آن مجموعه حاکم است تضاد ندارد چون در قرآن آیاتی وجود دارد که نگاه آن عقاب محور و تنبیهی است. مدل تجارت محور و پاداش محور یا مدل ترس محور هر دو مثبت هستند اما درجات آنها صد نیست در واقع کامل نیستند.

بنا به فرموده حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) عبادت ها از سوی مردم با یکی از این سه انگیزه انجام می شود:

1- گروهی از مردم عبادتشان برای این است که از دستورات خدا نافرمانی نکنند؛ تا به جنهم نروند؛ یعنی اگر از تکالیف سرپیچی کنند؛ واجبات را انجام ندهند و محرمات را انجام دهند؛ به جهنم می روند. پس برای این که به جهنم نروند؛ خدا را عبادت می کنند.

2- گروهی دیگر بالاتر از این هستند؛ خدا را برای رفتن به بهشت و استفاده از نعمت های بهشتی عبادت می کنند.

3- گروهی که خدا را فقط برای خودش که شایسته عبودیت است؛ عبادت می کنند؛ یعنی نه برای ترس از جهنم، و نه به خاطر طمع بهشت. بلکه خدا را آن گونه شناخته اند که شایسته عبادت است و پیامبران، امامان و اولیای الهی این گونه هستند.

مدیریت نبوی، مدیریت علوی، مدیریت اهل بیتی بر اساس محبت است. گرچه همگان نمی توانند به آن عمل کنند اما ما به دلیل نقص در اجرا نباید از اصل درست و آرمانی آن کنار برویم. اگر هم نتوانستیم، حداقل های آن را که همان تشویق و تنبیه است اجرا می کنیم اما نباید فراموش کرد که هدف و قله همان مدیریت محبت است.

اولین دلیل قرآنی برای اثبات پایه مدیریت عاشورایی و دینی این است که خداوند متعال وجوه و صفات مختلفی دارد، بر اساس آن صفت وفعلی که در آن فضا صادر می شود، اسمی برای حضرت حق بکار می برند. وقتی شأنیت مدیریت خداوند متعال در قرآن مطرح می شود از کدام صفت استفاده می شود؟ زمانی که می گوییم خداوند نعمت های زیادی عطا کرده است، آن وقت با صفت منعم از او یاد می کنیم، وقتی ظرافت و لطافت خداوند منظورمان است می گوییم هواللطیف، وقتی هم می خواهیم بگوییم خداوند مدیر این هستی است، خود می فرماید: الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى، به این معنی که شأن مدیریتی خداوند با اسم الرحمن گره می خورد، به این معنی که پایه و اساس مدیریتی خداوند محبت و دوستی است. و دایره محبت آن تمام موجودات را شامل می شود که اگر بجای الرحمن کلمه الرحیم بود اینطور کامل نبود و همه را شامل نمی شد.

دیگری از سوره کهف است که می فرماید: فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ  به این معنی که ای پیامبر بخاطر گناهان مشرکین جانت را در این راه بگذار، یعنی ای پیامبر غصه انسان هایی را بخور که با تو دشمن هستند و مشرک اند. پیامبر یک مدیر بسیار سرسخت بود.

 پایه و اساس عاشورا و اهل بیت محبت است. حتی در مورد ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) هم این مورد صدق می کند. فرق است بین کسی که بخاطر عقاب نشدن به سوی امام شتافت تا کسی که بخاطر عشق و محبت به حسین بن علی(علیه السلام) به یاری اش رفت، آن کسی که از ترس عقاب نشدن می رود هم نمره قبولی می گیرد اما نمره کامل برای کسی است که بخاطر محبت به خود امام برود. إنّ لِقَتلِ الحُسينِ حَرارَةً في‌ قُلوبِ المُؤمِنينَ لاتَبرُدُ اَبَداً . شهادت امام حسين عليه‌السلام يک داغ سوزاني است در دل مؤمنين که هرگز به سردي نمي‌گرايد (و هرگز از بين نخواهد رفت). مؤمن واقعی محبت اهل بیت را در دل دارد.

ما باید جهت و سمت و سوی کارمان را بدانیم و آگاه باشیم به چه جهتی حرکت می کنیم، این ما را کمک می کند تا زمینه سازی سیر به سوی مدینه فاضله را انجام شود. اگر قرار بر درجا زدن باشد، می شود اینکه مدل غربی سود و زیان است و مدل ما هم سود و زیان است که در قرآن بر آن صحه گذاشته شده، پس می ایستیم؛ ایستایی یک خطر است. لذا آنانی که مانند سلمان، کمیل و حبیب نگاهشان در مدیریت عاشورایی رحمت محور است، چون عیارشان بالا و دقیق ست در صدر هستند، آنها خاص الخاص اند.

 پس پایه مدیریت و جهت گیری مشخص شد. مبانی مدیریت، چهارگانه است، شاید بتوان نام آن را کعبه مدیریتی دانست. یکی از آنها التفات یا باور است و باید دردرون شکل بگیرد و مسیر آن از دانستن به یقین است. آنچه عصمت می آورد، یقین است نه علم. پس هر کسی که در تمام موارد ممنوعه مانند دست اندازی به بیت المال  به یقین برسد، حتی به آنها فکر هم نخواهد کرد و در این مورد به عصمت می رسد و معصوم می شود.

وقتی ساحرین که می دانستند مرز سحر تا کجاست، اعجاز حضرت موسی (علیه السلام) را دیدند، در جا سجده کردند و ایمان آوردند. نکته قابل توجه اینجاست که به پای ایمانشان ایستادند و از تهدیدها هم نترسیدند. این یک اصل اصیل در مدیریت است. مدیری که روزه شک دار بگیرد، کاری را انجام می دهد که به آن ایمان ندارد و این نکته بسیار خطرناک و فاجعه آور است،کربلا می سازد.

دومین مورد از مبانی مدیریت، عدل است. در مجموعه ای که تابلوی مدیریت دینی بر سر در آن است نمی شود ظالمانه رفتار کرد و قانون نوشت، نمی شود به ارباب رجوع و کارمند ظلم کرد. وارد فضای ستم شدن حتی با توجیه مقررات خط قرمز و غیر ممکنِ یک مجموعه مدیریت دینی است. البته باید اشاره کرد که اولین ظلم، ظلم به خود است.

سومین نکته اخلاق است. یک مدیر، بدون سعه صدر نمی تواند مدیر دینی باشد. " آلة الرئاسة سعة الصدر"، این یک نکته کلیدی است از امیر المؤمنین (علیه السلام). ابزار مدیریت سعه صدر است. اگر انسان فنجان معاب باشد، عصبی مزاج می شود، تصمیمات آنی، بدون دقت، بدون رعایت موازین، شخصی، سلیقه ای، گاهی مخالف با موازین دینی می گیرد و طغیان خواهد کرد. نمونه واقعی وسعت صدر و شکیبایی و آرامش در رفتار زین البکّائین و سید الساجدین (علیه السلام) و حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) است و با آن همه مصیب وارده در نیم روز، وقتی به کوفه و شام می رسند با چه طمانینه ای سخن می گویند. فضای مدیریتی آدم کم جنبه، کم ظرفیت و بوالهوس بر نمی تابد.

نکته چهارم توانمندی و کار بلدی است. باید بر اساس توانمندی، خود فرد هم پیشنهاد دهد مانند حضرت یوسف(علیه السلام) که گفت من امین و قوی هستم و واقعاً توانست خشکسالی و بحران را خوب مدیریت کند.

پس نکته اول که عناصر مدیریت عاشورایی بود، محبت است و نکته دوم مبانی مدیریت و سومین مسأله ارزش است.

یکی از عناصر تشکیل دهنده مدیریت در مدیریت عاشورایی ارزش است و باید بر آن تمرکز کرد و ایستاد. سخنی از بزرگان هست که می فرمایند از دور ایستادن و نگاه کردن به ارزش ها آفت است. به قول شهید مطهری دوربین هستند از دور ناظر و تماشاگر اند و می فرماید که نباید اسوه های دینی را قاب کنند. پس لازم است که خود مدیر، میدانی پای کار باشد. این که آیه ای از قرآن را قاب کرد به دیوار زد خوب است اما قرآن برای این نیامده است و بدتر آنکه اسوه های دینی مثل امام حسین (علیه السلام) و انبیای الهی را تابلو کنیم، ولی بگوییم این ها ربطی به ما ندارد چون کار ما در حوزه اقتصادی است. خیر، بر اساس فرمایش شهید مطهری، باید به آنها عمل کرد و فقط قاب نشوند.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرماید:

" وَ إِنَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ وَ لَكِنَّهُ فِي عُنُقِكَ أَمَانَةٌ وَ أَنْتَ مُسْتَرْعًى لِمَنْ فَوْقَكَ لَيْسَ لَكَ أَنْ تَفْتَاتَ فِي رَعِيَّةٍ وَ لاَ تُخَاطِرَ إِلاَّ بِوَثِيقَةٍ وَ فِي يَدَيْكَ مَالٌ مِنْ مَالِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنْتَ مِنْ خُزَّانِهِ حَتَّى تُسَلِّمَهُ إِلَيَّ وَ لَعَلِّي أَلاَّ أَكُونَ شَرَّ وُلاَتِكَ لَكَ. وَ اَلسَّلاَمُ "

حوزه فرمانرواييت طعمه تو نيست ، بلكه امانتى است بر گردن تو ، و از تو خواسته‏اند كه فرمانبردار كسى باشى كه فراتر از توست.  تو را نرسد كه خود هر چه خواهى رعيت را فرمان دهى . يا خود را درگير كارى بزرگ كنى ، مگر آنكه ، دستورى به تو رسيده باشد . در دستان تو مالى است از اموال خداوند ، عزّ و جلّ ، و تو خزانه ‏دار هستى تا آن را به من تسليم كنى . اميد است كه من براى تو بدترين واليان نباشم . و السلام

پس مسؤولیت طعمه تو نیست. یک مدیر نباید گمان کند مالک هر آنچه زیر دست خود است. حس مالکانه گرفتن استبداد و خودرأیی می آورد.

و مبحث پایانی این است که هر آنچه در مبحث مدیریتی از جمله صبر، امانت، مدارا، حُسن خلق، وفاداری و تمام خوبی ها، در زمانی اندک در عاشورا عملیاتی شد. این می شود که کربلا مدینه فاضله و زمینه ساز ظهور می شود.  

 

انتهای پیام/

آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار